محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
59
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
نضت بردها عن غصن بان منغم * نضير كما انشق الكمام عن الزهر نخستين اقدام المعتمد پس از به حكومت رسيدنش دخالت در حوادث قرطبه بود . در آن هنگام المأمون بن ذو النون با قواى خود شهر را تهديد مىكرد . عبد الملك بن جهور نزد او كس فرستاد و يارى خواست . المعتمد نيز خلف بن نجاح و محمد بن مرتين را به يارىاش گسيل داشت . نتيجه آن شد كه بر طبق يك نقشهء سرى كه طرح كرده بودند نيروهاى اشبيليه بر قرطبه مستولى گرديد و به دولت بنى جهور پايان داد و در سال 462 ه / 1070 م قرطبه ضميمهء اشبيليه شد . المعتمد پسر خود عباد ملقب به سراج الدوله را به امارت قرطبه فرستاد . ما به هنگام سخن از دولت بنى ذو النون گفتيم كه چگونه المأمون بن ذو النون مىخواست قرطبه را به تدبير ابن عكاشه بازپس ستاند و چگونه سراج الدوله پسر المعتمد بن عباد در دفاع از آن كشته شد . سپس المأمون در سال 467 ه / 1075 م به قرطبه داخل شد ، ولى چند ماه ديگر بمرد . بالاخره المعتمد با لشكر خود بازگشت و بر شهر مستولى شد و ابن عكاشه را به انتقام قتل پسر خود بكشت . از اين پس ، قرطبه بار ديگر جزء قلمرو مملكت اشبيليه درآمد . يكى از مهمترين كارهاى المعتمد در خلال دورهء اول حكومتش ، مبارزهء او بر ضد حكومت بربرى غرناطه بود . و ما مىدانيم كه خصومت ميان بنى عباد و امارات بربرى سابقهاى طولانى دارد و پيش از اين گفتيم كه قاضى ابن عباد با المعتلى يحيى بن حمود بر سر قرمونه كشمكشهايى داشتند . در يكى از اين نبردهاى خونين المعتلى به قتل رسيد و ابن عباد بر قرمونه مستولى شد . آنگاه قرمونه را به همپيمان خود برزالى فرمانرواى آن سپرد . چندى بعد ابن عباد را هواى بازپس گرفتن قرمونه از برزالى در سر افتاد ؛ زيرا قرمونه به منزلهء دژ شرقى اشبيليه بود . برزالى از بازپس دادن آن سر برتافت و ابن عباد لشكر به قرمونه برد . برزالى از ادريس المتأيد صاحب مالقه و باديس بن حبوس صاحب غرناطه يارى خواست . ميان بربرها و سپاه اشبيليه نبرد درگرفت . در اين نبرد سپاه اشبيليه شكست خورد و اميرشان اسماعيل بن عباد كشته شد . اين حادثه در اوايل سال 431 ه اتفاق افتاد . چون المعتضد بن عباد پس از وفات پدرش قاضى محمد بن اسماعيل بن عباد در سال 433 ه امارت يافت ، يكى از بارزترين كارهاى او پايان بخشيدن به حكومتهاى